هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام، جدایی و اندوه ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از دست دادن معشوق، ویرانی آرزوها و ماندگاری درد عشق را بیان می‌کند. تصاویری مانند زلف یار، شمع و پروانه، و میخانه به‌کار رفته‌اند تا احساسات عمیق و حسرت را منتقل کنند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده‌ای مانند عشق نافرجام، اندوه و حسرت است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۴۶۹ - زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند

زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
مشک رفت از خانه اما بوی او در خانه ماند ۱

خانه ناموس کندم از پی گنج مراد
آن نیامد عاقبت در دست و این ویرانه ماند ۲

شمع چندان سر کشید از ناز کز برق فنا
خود نماند و داغ حسرت بر دل پروانه ماند ۳

ساغر عشرت شکست و هر کسی راهی گرفت
عاشق افتاده دل در گوشه میخانه ماند ۴

گرچه آن شوخ پریوش را نماند آن حسن و ناز
اهلی سرگشته باری از غمش دیوانه ماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۸ - فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند
گوهر بعدی:شماره ۴۷۰ - مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.