خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق و نبود معشوق است. او از نالههای بیپایان، حسرت دیدار، و ناتوانی در رسیدن به معشوق میگوید. همچنین، اشارهای به پایان یافتن تحمل و از بین رفتن آرزوها دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتآمیز موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۴۷۰ - مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
پر شد جهان ز ناله مجال نفس نماند ۱
کس یک نظر ندید ترا کز تو چون گذشت
او را ز حسرت تو نظر باز پس نماند ۲
تا بر سمند ناز بخوبی بر آمدی
دامن گرفتن تو مرا دسترس نماند ۳
آتش زدم به سینه که مرغ دل مرا
زین بیشتر تحمل قید قفس نماند ۴
اهلی هوس ببوس و کنار تو داشت لیک
جایی رسید که هیچش هوس نماند ۵
پر شد جهان ز ناله مجال نفس نماند ۱
کس یک نظر ندید ترا کز تو چون گذشت
او را ز حسرت تو نظر باز پس نماند ۲
تا بر سمند ناز بخوبی بر آمدی
دامن گرفتن تو مرا دسترس نماند ۳
آتش زدم به سینه که مرغ دل مرا
زین بیشتر تحمل قید قفس نماند ۴
اهلی هوس ببوس و کنار تو داشت لیک
جایی رسید که هیچش هوس نماند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۹ - زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
گوهر بعدی:شماره ۴۷۱ - فلک بدور تو طفلی که در وجود آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.