خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از مولانا یا شاعری عارف دیگر است که در آن شاعر از همنفسان میخواهد تا دست از او بردارند و کار دلش را به خدا واگذارند. او از جفا و ناملایمات شکایت میکند و طلب بخشش و وفا مینماید. شاعر همچنین از یاران میخواهد که برای بهبودی دلش دعا کنند.
محتوا دارای مضامین عرفانی و پیچیدهای است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۵۰۴ - ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
کار دل ما را بخدا باز گذارید ۱
دستش چه گرفتید گرم میکشد از جور
من دانم و آن دست شما باز گذارید ۲
چون بر سر کویش نتواند که پرد مرغ
پیغام دل ما بصبا باز گذارید ۳
ای ماهر خان گرچه جفا لازم حسن است
آخر به کرم بخش وفا باز گذارید ۴
یکباره همه صبر و سکون را نتوان برد
یکپاره برای دل ما باز گذارید ۵
یاران، دل اهلی سر بهبود ندارد
از زندگیش دست دعا باز گذارید ۶
کار دل ما را بخدا باز گذارید ۱
دستش چه گرفتید گرم میکشد از جور
من دانم و آن دست شما باز گذارید ۲
چون بر سر کویش نتواند که پرد مرغ
پیغام دل ما بصبا باز گذارید ۳
ای ماهر خان گرچه جفا لازم حسن است
آخر به کرم بخش وفا باز گذارید ۴
یکباره همه صبر و سکون را نتوان برد
یکپاره برای دل ما باز گذارید ۵
یاران، دل اهلی سر بهبود ندارد
از زندگیش دست دعا باز گذارید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۳ - چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۵ - سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.