خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عشق و فراق میگوید و بیان میکند که تنها با رفتن به میخانه میتواند این دلخستگیها را از دل بشوید. او از اشتیاق به معشوق و اشکهای بیپایان خود میگوید و امیدوار است که با پیوستن به معشوق، از رنجها رها شود. همچنین، اشارهای به رهایی از غم هجران با مرگ دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاهی دردناک است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند میخانه و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰۷ - هر کدورت که نصیب من دلخسته شود
هر کدورت که نصیب من دلخسته شود
چون بمیخانه روم پاک ز دل شسته شود ۱
تا مرا در جگر آتش بود از شوق رخت
کی چو شمع از مژه ام اشک روان بسته شود ۲
مگسل از من که بامید سر زلف تو دل
میبرد از رگ جان تا بتو پیوسته شود ۳
آندم ایدیده ز خار مژه گل خواهی چید
که دوصد خار بن از خون تو گلدسته شود ۴
کی بود ایمه بد خو که بشمشیر اجل
اهلی از بند غم هجر تو وارسته شود ۵
چون بمیخانه روم پاک ز دل شسته شود ۱
تا مرا در جگر آتش بود از شوق رخت
کی چو شمع از مژه ام اشک روان بسته شود ۲
مگسل از من که بامید سر زلف تو دل
میبرد از رگ جان تا بتو پیوسته شود ۳
آندم ایدیده ز خار مژه گل خواهی چید
که دوصد خار بن از خون تو گلدسته شود ۴
کی بود ایمه بد خو که بشمشیر اجل
اهلی از بند غم هجر تو وارسته شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۶ - دل شکسته ما گنجی از وفا دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۸ - داغ پنهان دلم هر دیده مشکل بنگرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.