خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به نقد تقوای ظاهری و ریاکارانه میپردازد و آن را در مقابل مینوشی و رهایی معنوی قرار میدهد. شاعر از محیط خشک مدرسه و بحثهای بیثمر به سوی میخانه و دردکشان میگریزد، جایی که نیاز واقعی و کرم کارساز را مییابد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که برای درک عمیقتر به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین اشاره به مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۵۱۰ - آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
تقوی نبود مایه صد کبر و ناز بود ۱
ساقی که می بخرقه این توبه کار ریخت
خوش کرد اگرنه قصه تقوی دراز بود ۲
روشن بود چراغ تو ای پیر زانکه من
هر وقت کآمدم در میخانه باز بود ۳
از جنگ و بحث مدرسه رفتم بمیکده
دیدم میان درد کشان صد نیاز بود ۴
اهلی شکست کار تو میخواست مدعی
بیچاره غافل از کرم کارساز بود ۵
تقوی نبود مایه صد کبر و ناز بود ۱
ساقی که می بخرقه این توبه کار ریخت
خوش کرد اگرنه قصه تقوی دراز بود ۲
روشن بود چراغ تو ای پیر زانکه من
هر وقت کآمدم در میخانه باز بود ۳
از جنگ و بحث مدرسه رفتم بمیکده
دیدم میان درد کشان صد نیاز بود ۴
اهلی شکست کار تو میخواست مدعی
بیچاره غافل از کرم کارساز بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۹ - تا پری را چون تو خواندم دوری از مردم کند
گوهر بعدی:شماره ۵۱۱ - چه سود کوشش اگر دوست کام ما ندهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.