هوش مصنوعی:
این متن به نقد تقوای ظاهری و ریاکارانه میپردازد و آن را در مقابل مینوشی و رهایی معنوی قرار میدهد. شاعر از محیط خشک مدرسه و بحثهای بیثمر به سوی میخانه و دردکشان میگریزد، جایی که نیاز واقعی و کرم کارساز را مییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که برای درک عمیقتر به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین اشاره به مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۵۱۰ - آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
تقوی نبود مایه صد کبر و ناز بود ۱
ساقی که می بخرقه این توبه کار ریخت
خوش کرد اگرنه قصه تقوی دراز بود ۲
روشن بود چراغ تو ای پیر زانکه من
هر وقت کآمدم در میخانه باز بود ۳
از جنگ و بحث مدرسه رفتم بمیکده
دیدم میان درد کشان صد نیاز بود ۴
اهلی شکست کار تو میخواست مدعی
بیچاره غافل از کرم کارساز بود ۵
تقوی نبود مایه صد کبر و ناز بود ۱
ساقی که می بخرقه این توبه کار ریخت
خوش کرد اگرنه قصه تقوی دراز بود ۲
روشن بود چراغ تو ای پیر زانکه من
هر وقت کآمدم در میخانه باز بود ۳
از جنگ و بحث مدرسه رفتم بمیکده
دیدم میان درد کشان صد نیاز بود ۴
اهلی شکست کار تو میخواست مدعی
بیچاره غافل از کرم کارساز بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۹ - تا پری را چون تو خواندم دوری از مردم کند
گوهر بعدی:شماره ۵۱۱ - چه سود کوشش اگر دوست کام ما ندهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.