هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از شوق دیدار معشوق سخن میگوید و درد هجران را توصیف میکند. او از عشق به عنوان تجربهای سخت اما ارزشمند یاد میکند و به صبر در راه عشق توصیه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۱۶ - دلم از شوق او مصحف چو بهر فال بگشاید
دلم از شوق او مصحف چو بهر فال بگشاید
برویم مژده وصلش در اقبال بگشاید ۱
چو مجنون گر نه مشتی استخوان گردم ز هجرانش
همای وصل او کی بر سر من بال بگشاید ۲
چه جای آنکه عاشق را شکایت باشد از محنت
که عاشق نیست گر لب هم بشرح حال بگشاید ۳
دلم از بند و جان از آتشم گاهی برون آید
که ترک مست من بند قبای آل بگشاید ۴
گشاد از بخت اگر خواهی مروزین آستان اهلی
تحمل کن که گر نگشود پار امسال مگشاید ۵
برویم مژده وصلش در اقبال بگشاید ۱
چو مجنون گر نه مشتی استخوان گردم ز هجرانش
همای وصل او کی بر سر من بال بگشاید ۲
چه جای آنکه عاشق را شکایت باشد از محنت
که عاشق نیست گر لب هم بشرح حال بگشاید ۳
دلم از بند و جان از آتشم گاهی برون آید
که ترک مست من بند قبای آل بگشاید ۴
گشاد از بخت اگر خواهی مروزین آستان اهلی
تحمل کن که گر نگشود پار امسال مگشاید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۵ - عاقبت داغ دل ما بدوا هم برسد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۷ - گرم چو شمع برد یار سر چه خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.