هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گذشت زمان و تغییر نکردن آرزوهایش سخن میگوید. او از عشق و وفاداری یاد میکند و اشاره میکند که در هر زمانهای، وفاداری کمیاب بوده است. شاعر همچنین از مرگ و از دست دادن یار خود میگوید و بیان میکند که با وجود مرگ، عشق او همچنان پابرجاست. در پایان، او از بیزبانی و شکستهدلی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، وفاداری، مرگ و گذر زمان است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
شماره ۶۱۵ - گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود
گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود
مردیم و آرزوی دل ما همان که بود ۱
ای سرو، نرگس تو مرا کشت یا قدت؟
بهر خدا که راست بگو آنچنان که بود ۲
کس در زمان حسن وفا از بتان ندید
تنها درین زمانه نه که در هر زمان که بود ۳
تن خاک گشت و باد بهر گوشه میبرد
سر همچنان فتاده آن آستان که بود ۴
پنداشتم که زنده بجانم چو یار رفت
معلوم شد که یار که بودست و جان که بود ۵
مارا نمانده است بجز مشتی استخوان
پیش سگت بتحفه کشیدیم آن که بود ۶
کردند دیگران به زبان کار خود درست
اهلی همان شکسته دل بی زبان که بود ۷
مردیم و آرزوی دل ما همان که بود ۱
ای سرو، نرگس تو مرا کشت یا قدت؟
بهر خدا که راست بگو آنچنان که بود ۲
کس در زمان حسن وفا از بتان ندید
تنها درین زمانه نه که در هر زمان که بود ۳
تن خاک گشت و باد بهر گوشه میبرد
سر همچنان فتاده آن آستان که بود ۴
پنداشتم که زنده بجانم چو یار رفت
معلوم شد که یار که بودست و جان که بود ۵
مارا نمانده است بجز مشتی استخوان
پیش سگت بتحفه کشیدیم آن که بود ۶
کردند دیگران به زبان کار خود درست
اهلی همان شکسته دل بی زبان که بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۴ - تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
گوهر بعدی:شماره ۶۱۶ - هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.