هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیر جادویی نگاه او اشاره دارد. شاعر از مستی و شیفتگی خود میگوید و تأکید میکند که حتی فرشتگان و بزرگان نیز در برابر جذابیت معشوق سر تسلیم فرود میآورند. همچنین، او از بیتأثیری گریههای خود و نیاز نداشتن به مسیحا برای نجات از غم عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۲۷ - مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد
مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد
دندان بدین رطب که تو داری فرو برد ۱
در دور چشم مست تو ایشوخ، شیخ شهر
گردن نهاد کز پی رندان سبو برد ۲
چشم تو جادویی است که هاروت را بسحر
از جوی تشنه آرد و بازش بجو برد ۳
نام پری ز شوق تو گه گاه می برم
کس را چه حد که نام تو ای تندخو برد ۴
پیشت نهاد پنجه خورشید پشت دست
با آنکه حسنش از همه آفاق گو برد ۵
سودی نداشت گریه که بر روی زرد من
رنگی نریختی که کس از شستشو برد ۶
چون میرم از غمش بمسیحم چه حاجت است
اهلی همین بسم که کسی نام او برد ۷
دندان بدین رطب که تو داری فرو برد ۱
در دور چشم مست تو ایشوخ، شیخ شهر
گردن نهاد کز پی رندان سبو برد ۲
چشم تو جادویی است که هاروت را بسحر
از جوی تشنه آرد و بازش بجو برد ۳
نام پری ز شوق تو گه گاه می برم
کس را چه حد که نام تو ای تندخو برد ۴
پیشت نهاد پنجه خورشید پشت دست
با آنکه حسنش از همه آفاق گو برد ۵
سودی نداشت گریه که بر روی زرد من
رنگی نریختی که کس از شستشو برد ۶
چون میرم از غمش بمسیحم چه حاجت است
اهلی همین بسم که کسی نام او برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۶ - دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
گوهر بعدی:شماره ۶۲۸ - حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.