خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، رنج و امید سخن میگوید. شاعر از بیگناهی خود میگوید و از ستم معشوق شکایت دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، بخشش الهی و ناامیدی در عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال بهطور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک بهتر دارند.
شماره ۶۳۲ - گرچه اشک من خبر از بیگناهی میدهد
گرچه اشک من خبر از بیگناهی میدهد
چشم او فتوی بخون از دل سیاهی میدهد ۱
دل گواهی میدهد کان غمزه ریزد خون من
کی برم جان از کفش چون دل گواهی میدهد ۲
مزد شب بیداری بلبل نگر کش هر سحر
گل بدست خود شراب صبحگاهی میدهد ۳
خضر اگر بخشش کند یکجرعه بخشد تشنه را
وقت ساقی خوش که می چندانکه خواهی میدهد ۴
هر که در بحر غم از بی لنگری طوفان کند
کشتی دل را بگرداب تباهی میدهد ۵
اهلی از سنگین دلی آن بت نبخشد کام کس
کام ما گر میدهد لطف الهی میدهد ۶
چشم او فتوی بخون از دل سیاهی میدهد ۱
دل گواهی میدهد کان غمزه ریزد خون من
کی برم جان از کفش چون دل گواهی میدهد ۲
مزد شب بیداری بلبل نگر کش هر سحر
گل بدست خود شراب صبحگاهی میدهد ۳
خضر اگر بخشش کند یکجرعه بخشد تشنه را
وقت ساقی خوش که می چندانکه خواهی میدهد ۴
هر که در بحر غم از بی لنگری طوفان کند
کشتی دل را بگرداب تباهی میدهد ۵
اهلی از سنگین دلی آن بت نبخشد کام کس
کام ما گر میدهد لطف الهی میدهد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۱ - بر شمع فلک حسنت آن لحظه که ناز آرد
گوهر بعدی:شماره ۶۳۳ - در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.