خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای راه عشق سخن میگوید. او از جفاهای مسیر عشق، انتظار وصال معشوق، و دردهای دل شکسته میگوید. همچنین، به ناامیدی و آرزوی دیدار معشوق اشاره میکند و از دیگران میخواهد که بر دلهای شکسته نیش نزنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۶۳۳ - در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
کیست کز رهگذر عمر بلایی نکشد ۱
کی گشاید دل من تا ز میان چو تویی
نگشاید کمر و بند قبایی نکشد ۲
تشنه وصل تو ای چشمه خضریم ولی
تا نصیبی نبود کار بجایی نکشد ۳
ایکه آسوده دلی بر دل ما نیش مزن
که جفایی نکند کس که سزایی نکشد ۴
اهلی گمشده در راه تو ای کعبه دل
چکند گر نزند گامی و پایی نکشد ۵
کیست کز رهگذر عمر بلایی نکشد ۱
کی گشاید دل من تا ز میان چو تویی
نگشاید کمر و بند قبایی نکشد ۲
تشنه وصل تو ای چشمه خضریم ولی
تا نصیبی نبود کار بجایی نکشد ۳
ایکه آسوده دلی بر دل ما نیش مزن
که جفایی نکند کس که سزایی نکشد ۴
اهلی گمشده در راه تو ای کعبه دل
چکند گر نزند گامی و پایی نکشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۲ - گرچه اشک من خبر از بیگناهی میدهد
گوهر بعدی:شماره ۶۳۴ - مرا دردی است کز درمان کس تسکین نخواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.