هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات و درخواستهای شاعر از معشوق یا یک قدرت بالاتر میپردازد. شاعر از درمان دردهای خستهها، سامان دادن به کارهای شکستهها، بخشش با نیمخنده، فرمان دادن با کرشمههای چشم، باران رحمت برای کشت امید، و بخشیدن جرعهای به اهلش سخن میگوید. تمامی این درخواستها با لحنی ملتمسانه و عاشقانه بیان شدهاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۶۴۱ - گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
کار شکسته یی را سامان دهی چه باشد؟ ۱
جایی که بیدلان را در کار تو زیان شد
گر تو به نیم خنده تاوان دهی چه باشد؟ ۲
چشم تو کار ما را سازد بیک کرشمه
گر اینقدر تو ما را فرمان دهی چه باشد؟ ۳
لب تشنه امیدیم ای ابر رحمت از تو
کشت امید ما را باران دهی چه باشد؟ ۴
آنجا که با حریفان می نوشی آشکارا
گر جرعه یی به اهلی پنهان دهی چه باشد؟ ۵
کار شکسته یی را سامان دهی چه باشد؟ ۱
جایی که بیدلان را در کار تو زیان شد
گر تو به نیم خنده تاوان دهی چه باشد؟ ۲
چشم تو کار ما را سازد بیک کرشمه
گر اینقدر تو ما را فرمان دهی چه باشد؟ ۳
لب تشنه امیدیم ای ابر رحمت از تو
کشت امید ما را باران دهی چه باشد؟ ۴
آنجا که با حریفان می نوشی آشکارا
گر جرعه یی به اهلی پنهان دهی چه باشد؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۰ - چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد
گوهر بعدی:شماره ۶۴۲ - در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.