شاعر در این متن از درد و رنج عشق و جدایی مینالد و از ساقی میخواهد که با دادن باده، او را از این حال نجات دهد. او ابراز میکند که اگرچه شکرت (شراب) آلوده نیست، اما اگر ساقی لب به جام نگذارد، اندوهگین خواهد شد. شاعر همچنین اظهار میدارد که سرش خاک راه معشوق است و در نهایت به خاک تبدیل خواهد شد. او به عشق و اخلاص خود اشاره میکند و میگوید که حاضر است در برابر معشوق سجده کند. در پایان، شاعر تأکید میکند که با پاکی وارد میکده شده و با پاکی از آن خارج خواهد شد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب (هرچند به صورت نمادین) ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۶۴۳ - ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد
بیار باده وگرنه هلاک خواهم شد ۱
اگرچه شکرت آلوده نیست ای ساقی
چون لب نمب نهی اندیشه ناک خواهم شد ۲
سرم که خاک رهت نیست بهر خدمت توست
وگرنه عاقبه الامر خاک خواهم شد ۳
کنون که پده ز ناز من برافکندی
بسجده پیش تو بی ترس و باک خواهم شد ۴
کجا به میکده تر دامنی کنم اهلی
که پاک آمدم اینجا و پاک خواهم شد ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.