هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجش و حسادت رقیب خود میگوید که به دلیل عشق به یوسفرخ (معشوق) او را آزار میدهد. شاعر احساس میکند که رقیبش با رفتارهایش مانند خار، او را میآزارد و پشت سرش میخندد. همچنین، شاعر اشاره میکند که معشوق مانند پری است و ردپای او در همه جا دیده میشود. در پایان، شاعر از سگ کوی بتان یاد میکند که از جفای خودش رنج میبرد، نه از دیگران.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۴۵ - رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
که آن یوسف رخ از شوخی بمن آزارها دارد ۱
مرا چون بید بنماید بغیر و زیر لب خندد
من از آن خنده میابم که با من کارها دارد ۲
بهرجاییکه بنشیند چو خیزد دامن افشاند
که میداند ز مژگانم بدامن خارها دارد ۳
نگویم با پری ماند پری را من کجا دیدم
همی بینم که نقشی بر در و دیوارها دارد ۴
سگ کوی بتان باشد خورد سنگ جفا اهلی
نه از بیگانه بلک از خویشتن آزارها دارد ۵
که آن یوسف رخ از شوخی بمن آزارها دارد ۱
مرا چون بید بنماید بغیر و زیر لب خندد
من از آن خنده میابم که با من کارها دارد ۲
بهرجاییکه بنشیند چو خیزد دامن افشاند
که میداند ز مژگانم بدامن خارها دارد ۳
نگویم با پری ماند پری را من کجا دیدم
همی بینم که نقشی بر در و دیوارها دارد ۴
سگ کوی بتان باشد خورد سنگ جفا اهلی
نه از بیگانه بلک از خویشتن آزارها دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۴ - نسیم باد بهارم بهوش می آرد
گوهر بعدی:شماره ۶۴۶ - سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.