هوش مصنوعی:
متن درباره حجاج، فردی خونخوار و سنگدل است که از آه و فریاد مردم نمیترسد. شاعر از خدا میخواهد که داد مظلومان را از او بگیرد. همچنین، پیر جهاندیده به جوان پند میدهد که از ظلم و بیداد حجاج دوری کند و به غیبت دیگران نپردازد، زیرا غیبت و گناه به دوزخ میکشاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و دینی است که نیاز به درک عمیقتری از مسائل اجتماعی و انسانی دارد. این مفاهیم برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است، زیرا آنها میتوانند پیامهای اخلاقی و اجتماعی متن را بهتر درک کنند.
حکایت - کسی گفت حجاج خونخوارهای است
کسی گفت حجاج خونخوارهای است
دلش همچو سنگ سیه پارهای است ۱
نترسد همی ز آه و فریاد خلق
خدایا تو بستان از او داد خلق ۲
جهاندیدهای پیر دیرینه زاد
جوان را یکی پند پیرانه داد ۳
کز او داد مظلوم مسکین او
بخواهند وز دیگران کین او ۴
تو دست از وی و روزگارش بدار
که خود زیر دستش کند روزگار ۵
نه بیداد از او بهرهمند آیدم
نه نیز از تو غیبت پسند آیدم ۶
به دوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه ۷
دگر کس به غیبت پیش میدود
مبادا که تنها به دوزخ رود ۸
دلش همچو سنگ سیه پارهای است ۱
نترسد همی ز آه و فریاد خلق
خدایا تو بستان از او داد خلق ۲
جهاندیدهای پیر دیرینه زاد
جوان را یکی پند پیرانه داد ۳
کز او داد مظلوم مسکین او
بخواهند وز دیگران کین او ۴
تو دست از وی و روزگارش بدار
که خود زیر دستش کند روزگار ۵
نه بیداد از او بهرهمند آیدم
نه نیز از تو غیبت پسند آیدم ۶
به دوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه ۷
دگر کس به غیبت پیش میدود
مبادا که تنها به دوزخ رود ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
۷۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - مرا در نظامیه ادرار بود
گوهر بعدی:حکایت - شنیدم که از پارسایان یکی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.