خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از عشق نافرجام، از دست دادن بخت و خانمان، و سیل بلاها سخن میگوید. شاعر از ناپدید شدن نام و نشان خود و فروپاشی بنیاد زندگی مینالد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای نوجوانان جوانتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۶۵۱ - تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد
تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد
تا ملک حسن از او شد مهر از میان بر افتاد ۱
حسنش که بود پنهان برقع فکند ناگه
شور از جهان بر آمد عشق نهان بر افتاد ۲
تا خانه کرد آن مه در کوچه خرابات
بسس خانمان فروشند بس خاندان بر افتاد ۳
باران عشق آمد پایم بگل فروشد
سیل بلا بر آمد بنیاد جان بر افتاد ۴
از نام ما نشانی در خاطر که ماند؟
ما را که همچو اهلی نام و نشان بر افتاد ۵
تا ملک حسن از او شد مهر از میان بر افتاد ۱
حسنش که بود پنهان برقع فکند ناگه
شور از جهان بر آمد عشق نهان بر افتاد ۲
تا خانه کرد آن مه در کوچه خرابات
بسس خانمان فروشند بس خاندان بر افتاد ۳
باران عشق آمد پایم بگل فروشد
سیل بلا بر آمد بنیاد جان بر افتاد ۴
از نام ما نشانی در خاطر که ماند؟
ما را که همچو اهلی نام و نشان بر افتاد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۰ - در خواب گنج وصلت جان خراب ببیند
گوهر بعدی:شماره ۶۵۲ - صید دست آموزم و قدرم نمیدانی چه سود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.