هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره بیتوجهی و بیوفایی معشوق است. شاعر از این که قدرش دانسته نمیشود و با وجود فداکاریهایش، معشوق به او بیاعتنایی میکند، شکایت دارد. او از بیفایده بودن تلاشهایش در صورت عدم توجه معشوق میگوید و این که حتی بخششهای معشوق نیز بدون محبت واقعی بیارزش است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و احساسی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۵۲ - صید دست آموزم و قدرم نمیدانی چه سود
صید دست آموزم و قدرم نمیدانی چه سود
میزنی سنگم چه بگریزم پشیمانی چه سود ۱
اینزمان آیینه بی گر دست بنما روی دل
ورنه آنروزی که گردش گرد بنشانی چه سود ۲
بر فقیران چون گشایی گوشه چشم از کرم
گر گره بر روزنی از چین پیشانی چه سود ۳
منکه عمری سوده باشم چهره بر خاک رهت
گر بدامن گردی از رویم بیفشانی چه سود ۴
اهلی لب تشنه آنساعت که جان دور از تو داد
جان من سر تا قدم گر آب حیوانی چه سود ۵
میزنی سنگم چه بگریزم پشیمانی چه سود ۱
اینزمان آیینه بی گر دست بنما روی دل
ورنه آنروزی که گردش گرد بنشانی چه سود ۲
بر فقیران چون گشایی گوشه چشم از کرم
گر گره بر روزنی از چین پیشانی چه سود ۳
منکه عمری سوده باشم چهره بر خاک رهت
گر بدامن گردی از رویم بیفشانی چه سود ۴
اهلی لب تشنه آنساعت که جان دور از تو داد
جان من سر تا قدم گر آب حیوانی چه سود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۱ - تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد
گوهر بعدی:شماره ۶۵۳ - غم و فرح بمن می پرست میگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.