هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و از بیم آنکه دلش از غم پاره شود سخن میگوید. او از روزی که معشوق به میخواری روی آورد ابراز نگرانی میکند و اظهار میدارد که حاضر است جانش را فدای معشوق کند. شاعر از زلف پریشان معشوق و مانع شدنش از نگاه عاشق شکایت دارد و آرزو میکند که معشوق با غمزهای او را از این گرفتاری نجات دهد.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند میخواری و غم عشق برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۶۵۸ - با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
بیم آنست کزین غصه دلم پاره شود ۱
آنکه ناشسته لب از شیر چنین میکشدم
وای بر جان من آنروز که میخواره شود ۲
غم جان نیست مرا گر کشد از خوی بدم
جان فدایش غم از آنستکه خو کاره شود ۳
تا کی آن زلف سیه دل که پریشان بادا
عاشق سوخته را مانع نظاره شود ۴
از گرفتاری اهلی چه ملول است ایکاش
یک اشارت کند از غمزه و آواره شود ۵
بیم آنست کزین غصه دلم پاره شود ۱
آنکه ناشسته لب از شیر چنین میکشدم
وای بر جان من آنروز که میخواره شود ۲
غم جان نیست مرا گر کشد از خوی بدم
جان فدایش غم از آنستکه خو کاره شود ۳
تا کی آن زلف سیه دل که پریشان بادا
عاشق سوخته را مانع نظاره شود ۴
از گرفتاری اهلی چه ملول است ایکاش
یک اشارت کند از غمزه و آواره شود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۷ - مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید
گوهر بعدی:شماره ۶۵۹ - هر که مفلس گشت رسوای خلایق میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.