خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از خارهای عشق، زخمهای دل، و حسرتهایش مینالد و از ساقی میخواهد با جامی از زهر چشم و خون دل، او را تسکین دهد. همچنین، او از مقایسه خود با مجنون و لیلی و فرهاد و شیرین یاد میکند و تأکید میکند که عشق او را دیوانه کرده و نیازی به تعویذ و فسون ندارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۵۷ - مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید
مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید
اگر خاری رود بیرون ز چشم من برون آید ۱
بزهر چشم و خون دل بما جامی دهد ساقی
چه شادی بخشد آن جامی که از وی بوی خون آید ۲
ز زخم حسرت فرهاد اگر کوه آگهی یابد
سزد کز چشمه چشمش سرشک لاله گون آید ۳
فسون بر من مدم زاهد که من دیوانه عشقم
کجا با حال خود مجنون بتعویذ و فسون آید ۴
در آن وادی که لیلی صورتان مجنون وشان جویند
اگر عاقل بود اهلی بزنجیر جنون آید ۵
اگر خاری رود بیرون ز چشم من برون آید ۱
بزهر چشم و خون دل بما جامی دهد ساقی
چه شادی بخشد آن جامی که از وی بوی خون آید ۲
ز زخم حسرت فرهاد اگر کوه آگهی یابد
سزد کز چشمه چشمش سرشک لاله گون آید ۳
فسون بر من مدم زاهد که من دیوانه عشقم
کجا با حال خود مجنون بتعویذ و فسون آید ۴
در آن وادی که لیلی صورتان مجنون وشان جویند
اگر عاقل بود اهلی بزنجیر جنون آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۶ - گویند که با غیری وین گرچه یقین باشد
گوهر بعدی:شماره ۶۵۸ - با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.