هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و ناامیدی از وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از درد دوری، بیخبری معشوق و تلاش بیثمر خود مینالد و به سرنوشت دیگران مانند یعقوب اشاره میکند که دل و چشم خود را در راه عشق از دست دادند. همچنین، او از بیتوجهی دیگران به رنجهایش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین باشد و درک کامل آن نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۶۷۳ - چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
تیغ تو ریخت خونم و هیچم خبر شد ۱
یعقوب هم بباخت دل و چشم بهر دوست
چشم و دلی که در سر کار نظر نشد ۲
تا بخت ره بکعبه وصلت کرا دهد؟
ورنه کسی بسعی ز من بیشتر نشد ۳
بیچاره من که در طلب بوی زلف تو
کار دلم چونافه بخون جگر نشد ۴
اهلی ببزم یار کسی یاد ما نکرد
بس چون شود حکایت ما کاینقدر نشد ۵
تیغ تو ریخت خونم و هیچم خبر شد ۱
یعقوب هم بباخت دل و چشم بهر دوست
چشم و دلی که در سر کار نظر نشد ۲
تا بخت ره بکعبه وصلت کرا دهد؟
ورنه کسی بسعی ز من بیشتر نشد ۳
بیچاره من که در طلب بوی زلف تو
کار دلم چونافه بخون جگر نشد ۴
اهلی ببزم یار کسی یاد ما نکرد
بس چون شود حکایت ما کاینقدر نشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۲ - به پیری چو نجوانان تا کیم دل مست می باشد
گوهر بعدی:شماره ۶۷۴ - شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.