هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق خود مینالد و از ناتوانی خود در برابر جذبههای او سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که بازگردد و دلش را نگاه دارد، زیرا تحمل فراق برایش غیرممکن است. شاعر همچنین به ناتوانی خود در تفسیر سحر و جادوی معشوق اشاره میکند و تنها راه چاره را دعا و نیایش میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۳۶ - با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
خوابم نه چنان است که تعبیر توان کرد ۱
باز آی و نگهدار دلم را که ز هجرت
مجنون نه چنانشد که بزنجیر توان کرد ۲
ب مصحفرخسار تو ریحان خط سبز
آن سحر نپرداخت که تفسیر توان کرد ۳
گر حکم بکشتن کنی ام چاره هلاک است
حکم تو نه آن است که تغییر توان کرد ۴
این قصه محال است که افسانه و افسون
هرگز پری یی همچو تو تسخیر توان کرد ۵
مارا بجز از تیر دعا هیچ بکف نیست
کی مرغ هوس صید بدین تیر توان کرد ۶
اهلی ز فراق تو بجان باز نماند
آنروز کزین مرحله شبگیر توان کرد ۷
خوابم نه چنان است که تعبیر توان کرد ۱
باز آی و نگهدار دلم را که ز هجرت
مجنون نه چنانشد که بزنجیر توان کرد ۲
ب مصحفرخسار تو ریحان خط سبز
آن سحر نپرداخت که تفسیر توان کرد ۳
گر حکم بکشتن کنی ام چاره هلاک است
حکم تو نه آن است که تغییر توان کرد ۴
این قصه محال است که افسانه و افسون
هرگز پری یی همچو تو تسخیر توان کرد ۵
مارا بجز از تیر دعا هیچ بکف نیست
کی مرغ هوس صید بدین تیر توان کرد ۶
اهلی ز فراق تو بجان باز نماند
آنروز کزین مرحله شبگیر توان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۵ - مشاطه تو جلوه ناز ای پسر بود
گوهر بعدی:شماره ۷۳۷ - بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.