خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات عمیق و عاشقانهای میپردازد که با مفاهیمی مانند عشق، رنج، فداکاری، و نوشیدن شراب به عنوان نمادی از تجربههای تلخ و شیرین زندگی همراه است. شاعر از دلهایی میگوید که در طوفانهای زندگی شراب مینوشند اما غم جهان را نمیخورند، و به عشق و وفاداری به معشوق اشاره دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب و تیغ نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارد.
شماره ۷۳۷ - بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد
بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد
بتلخی د من هیچکس شراب نخورد ۱
ز بسکه بود دل من بخون او تشنه
مرا بتیغ تو تا خون نریخت آب نخورد ۲
به خنده نمیکنم جگر خورد لب تو
بدین نمک مه من، هیچکس کباب نخورد ۳
خوشا دلی که گر افتاد در جهان طوفان
شراب خورد و غم عالم خراب نخورد ۴
جز از سفال سگ آستان او اهلی
بکام دل دم آبی بهیچ باب نخورد ۵
بتلخی د من هیچکس شراب نخورد ۱
ز بسکه بود دل من بخون او تشنه
مرا بتیغ تو تا خون نریخت آب نخورد ۲
به خنده نمیکنم جگر خورد لب تو
بدین نمک مه من، هیچکس کباب نخورد ۳
خوشا دلی که گر افتاد در جهان طوفان
شراب خورد و غم عالم خراب نخورد ۴
جز از سفال سگ آستان او اهلی
بکام دل دم آبی بهیچ باب نخورد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۶ - با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۷۳۸ - گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.