هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از بیخوابی و سردرگمی در عشق، رنج دل سوخته و فریادهای درونی خود مینالد. همچنین، از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود و تبدیل رنجهایش به عطر و زیبایی یاد میکند. در نهایت، شاعر به مقصود نهایی خود که معشوق است، اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۷۳۹ - بیخود شده بودم چو سخن یار بمن کرد
بیخود شده بودم چو سخن یار بمن کرد
کو واقف حالی؟ که بپرسم چه سخن کرد ۱
دزدید نهانم دل و نگذاشت بفریاد
فریاد که دزدیده کسی غارت من کرد ۲
هر خون که بخاک از جگر سوخته ام ریخت
بر بوی تواش باد صبا مشک ختن کرد ۳
چون داغ توام سوخت شهیدان غم عشق
خواهند ز خاکستر من عطر کفن کرد ۴
از دوستی ام سوخت دل خویش بصد داغ
بیگانه نکرد آنچه دل خویش بمن کرد ۵
اهلی صفت قد تو چون زهره ندارد
مقصود تویی گر صفت سرو چمن کرد ۶
کو واقف حالی؟ که بپرسم چه سخن کرد ۱
دزدید نهانم دل و نگذاشت بفریاد
فریاد که دزدیده کسی غارت من کرد ۲
هر خون که بخاک از جگر سوخته ام ریخت
بر بوی تواش باد صبا مشک ختن کرد ۳
چون داغ توام سوخت شهیدان غم عشق
خواهند ز خاکستر من عطر کفن کرد ۴
از دوستی ام سوخت دل خویش بصد داغ
بیگانه نکرد آنچه دل خویش بمن کرد ۵
اهلی صفت قد تو چون زهره ندارد
مقصود تویی گر صفت سرو چمن کرد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۸ - گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
گوهر بعدی:شماره ۷۴۰ - مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.