هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، توبهشکنی، تجربههای قلبی و دلسوختگی سخن میگوید. او از مستی عشق، جوانی و پیری در راه معشوق، و نومیدیهایش مینویسد و در نهایت به کرم معشوق اشاره میکند که آرزوهایش را برآورده کرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۷۴۶ - نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد
نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد
پیش محک تجربه قلبی نتوان کرد ۱
آن دل که نیرزد سفال سگ کویی
از جرعه خود جام جمش پیر مغان کرد ۲
المنه لله که صبا خاک ره دوست
در دیده من کوری چشم دگران کرد ۳
پیرانه سرم مست جوانی که به عشقش
صد بار شدم پیر و دگر بار جوان کرد ۴
بسیار بنومیدی و حسرت دل من سوخت
و آخر ز کرم هرچه دلم خواست چنان کرد ۵
مستان محبت می عشق تو نهفتند
بدمست تنگ حوصله چون شیشه عیان کرد ۶
سر دهنت کس بیقین راه نبردست
اهلی بگمان هم سخنی چند بیان کرد ۷
پیش محک تجربه قلبی نتوان کرد ۱
آن دل که نیرزد سفال سگ کویی
از جرعه خود جام جمش پیر مغان کرد ۲
المنه لله که صبا خاک ره دوست
در دیده من کوری چشم دگران کرد ۳
پیرانه سرم مست جوانی که به عشقش
صد بار شدم پیر و دگر بار جوان کرد ۴
بسیار بنومیدی و حسرت دل من سوخت
و آخر ز کرم هرچه دلم خواست چنان کرد ۵
مستان محبت می عشق تو نهفتند
بدمست تنگ حوصله چون شیشه عیان کرد ۶
سر دهنت کس بیقین راه نبردست
اهلی بگمان هم سخنی چند بیان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۵ - گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد
گوهر بعدی:شماره ۷۴۷ - چون لاله جهانی بغمت غرقه بخونند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.