خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق نافرجام و بیوفایی معشوق سخن میگوید. شاعر از غم هجران، بیوفایی معشوق و تحمل رنجهای عشق شکایت دارد و از طبیعت و گذشت زمان برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند درد هجران و بیوفایی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها مناسب نباشد.
شماره ۷۵۱ - صبوری از غمت ایشوخ بیوفا تاچند
صبوری از غمت ایشوخ بیوفا تاچند
غم تو تا کی و صبر و شکیب ما تا چند ۱
تو بیوفا چو پشیمان نمی شوی از جور
اگر وفا نکنی با کسی جفا تا چند ۲
بلای هجر تو ما را بکشت و چون نکشد
تحمل ستم و طاقت بلا تا چند ۳
امید مرهم راحت چو نیست از وصلت
دل از جراحت هجر تو مبتلا تا چند ۴
صبا به گلشن کویت چراست هر نفسی
غبار خاطر اهل دل از صبا تا چند ۵
به دور گل همه اهلی ز عیش در جوشند
تو همچو بلبل محروم بینوا تا چند ۶
غم تو تا کی و صبر و شکیب ما تا چند ۱
تو بیوفا چو پشیمان نمی شوی از جور
اگر وفا نکنی با کسی جفا تا چند ۲
بلای هجر تو ما را بکشت و چون نکشد
تحمل ستم و طاقت بلا تا چند ۳
امید مرهم راحت چو نیست از وصلت
دل از جراحت هجر تو مبتلا تا چند ۴
صبا به گلشن کویت چراست هر نفسی
غبار خاطر اهل دل از صبا تا چند ۵
به دور گل همه اهلی ز عیش در جوشند
تو همچو بلبل محروم بینوا تا چند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۰ - گر کاکلی بتان بسر خود رها کنند
گوهر بعدی:شماره ۷۵۲ - خوبان اگرچه در پی دلهای خسته اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.