هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیتوجهی یاران و اطرافیان به دردها و رنجهایش شکایت میکند. او احساس میکند که دیگران در مستی و بیخبری به سر میبرند و درکی از رنجهای او ندارند. همچنین، اشارهای به داستان یوسف و یعقوب دارد و بیان میکند که خوبان نیز غم خویش را فراموش میکنند. شاعر از بیوفایی و ناسپاسی دیگران نیز گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و ناسپاسی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۷۶۷ - یاران همه مست و خبر از خویش ندارند
یاران همه مست و خبر از خویش ندارند
پروای خمار من درویش ندارند ۱
جان کندن فرهاد چه دانند که چون است
آنها که چو من کوه غمی پیش ندارند ۲
درد دل خود با که بگوییم که یاران
با ما بجز از سرزنشی بیش ندارند ۳
یوسف نکند یاد ز یعقوب که خوبان
بیگانه نهادند و غم خویش ندارند ۴
حق نمک خنده شیرین نشناسند
کافر نمکانی که دل ریش ندارند ۵
با نوش لبان خرمگسانند رقیبان
اهلی مطلب نوش که جز نیش ندارند ۶
پروای خمار من درویش ندارند ۱
جان کندن فرهاد چه دانند که چون است
آنها که چو من کوه غمی پیش ندارند ۲
درد دل خود با که بگوییم که یاران
با ما بجز از سرزنشی بیش ندارند ۳
یوسف نکند یاد ز یعقوب که خوبان
بیگانه نهادند و غم خویش ندارند ۴
حق نمک خنده شیرین نشناسند
کافر نمکانی که دل ریش ندارند ۵
با نوش لبان خرمگسانند رقیبان
اهلی مطلب نوش که جز نیش ندارند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۶ - ایمرغ آزاد از قفس پر بر دل افکاران مخند
گوهر بعدی:شماره ۷۶۸ - خوبان سمن چهره ستم خوی نباشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.