هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد هجران و عشق سخن میگوید. او از سوزش دل و جان به دلیل دوری معشوق مینالد و آتش هجران را ویرانگرتر از دوزخ میداند. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که مانند پروانهای است که عاشقان را میسوزاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۷۸۶ - خیال آن لب می جان ناتوان سوزد
خیال آن لب می جان ناتوان سوزد
عجب میی که بلب نارسیده جان سوزد ۱
تو آفتابی و عمریست کز نظر دوری
هنوز مهر توام مغز استخوان سوزد ۲
اگر زمین و زمان سوزد آتش دوزخ
شرار آتش هجر تو بیش از آن سوزد ۳
بسوخت هجر پسر جان پیر کنعان لیک
نه آنچنانکه مرا هجرت ای جوان سوزد ۴
لب تو آتش مهری که در دلم افکند
چو شمع اگر بزبان آورم زبان سوزد ۵
زهر کناره چو شمعت هزار عاشق هست
ولیک حسن تو پروانه از میان سوزد ۶
از آن دهان بکنایت سخن کند اهلی
که گر صریح کند جان عاشقان سوزد ۷
عجب میی که بلب نارسیده جان سوزد ۱
تو آفتابی و عمریست کز نظر دوری
هنوز مهر توام مغز استخوان سوزد ۲
اگر زمین و زمان سوزد آتش دوزخ
شرار آتش هجر تو بیش از آن سوزد ۳
بسوخت هجر پسر جان پیر کنعان لیک
نه آنچنانکه مرا هجرت ای جوان سوزد ۴
لب تو آتش مهری که در دلم افکند
چو شمع اگر بزبان آورم زبان سوزد ۵
زهر کناره چو شمعت هزار عاشق هست
ولیک حسن تو پروانه از میان سوزد ۶
از آن دهان بکنایت سخن کند اهلی
که گر صریح کند جان عاشقان سوزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۵ - چند آن می لب عاشق مخمور به بیند
گوهر بعدی:شماره ۷۸۷ - آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.