هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، رنجهای ناشی از آن و تأثیرات عمیق عشق بر جان و دل سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان بلایی یاد میکند که همهجا را از خون جگر تر میسازد و جان او را به آتشکدهای تبدیل کرده است. همچنین، به موضوعاتی مانند تسلیم در برابر معشوق، بیآبرویی در راه عشق و ناامیدی از وصال اشاره میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و درد عشق، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۹۱ - کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند
کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند
مگر آنکسکه سر از جیب عدم برنکند ۱
عشق باران بلایسیت که در روی زمین
هیچ جا نیست که از خون جگر تر نکند ۲
کعبه جان مرا عشق تو آتشکده ساخت
عشق با جان من آن کرد که کافر نکند ۳
مست گریان که بخاک قدمت روی نهد
آبرو چیست که با خاک برابر نکند ۴
هرکه کشت آن لب میگون به خمار ستمش
آه اگر دفع خمارش می گلگون نکند ۵
ای دل ساده گر او گفت که من زان توام
آن محالی است که کس غیر تو باور نکند ۶
گر دلت نافه صفت عشق نسوزد اهلی
طیب انفاس تو آفاق منور نکند ۷
مگر آنکسکه سر از جیب عدم برنکند ۱
عشق باران بلایسیت که در روی زمین
هیچ جا نیست که از خون جگر تر نکند ۲
کعبه جان مرا عشق تو آتشکده ساخت
عشق با جان من آن کرد که کافر نکند ۳
مست گریان که بخاک قدمت روی نهد
آبرو چیست که با خاک برابر نکند ۴
هرکه کشت آن لب میگون به خمار ستمش
آه اگر دفع خمارش می گلگون نکند ۵
ای دل ساده گر او گفت که من زان توام
آن محالی است که کس غیر تو باور نکند ۶
گر دلت نافه صفت عشق نسوزد اهلی
طیب انفاس تو آفاق منور نکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۰ - گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد
گوهر بعدی:شماره ۷۹۲ - بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.