هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق و بیتفاوتی معشوق شکایت میکند. او آرزو میکند که معشوق هرگز درد عشق را تجربه نکند و از بیدردی و بیتفاوتی او رنج میبرد. شاعر همچنین به اهمیت عشق، همراهی صاحبدلان و ارزش عمر در کنار آنان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۹۰ - گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد
گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد
جان من گر خاک شد بر خاطرت گردی مباد ۱
میرم از درد و نپرسی وه چه بی دردیست این
کس چو من هرگز اسیر چون تو بی دردی مباد ۲
یارب ای سرو سهی عاشق شوی اما دلت
مبتلای عشق چون خود ناز پروردی مباد ۳
هر دل افکاری که شد مست از بهار عشق تو
چون خزان بی اشک سرخ و چهره زردی مباد ۴
عیش پیران گر همه خضرند بی خوبان چه سود
بزم خوبان نیز بی پیر جهانگردی مباد ۵
عمر جاویدان اهلی صحبت صاحبدل است
آفتاب عمر هم بی سایه مردی مباد ۶
جان من گر خاک شد بر خاطرت گردی مباد ۱
میرم از درد و نپرسی وه چه بی دردیست این
کس چو من هرگز اسیر چون تو بی دردی مباد ۲
یارب ای سرو سهی عاشق شوی اما دلت
مبتلای عشق چون خود ناز پروردی مباد ۳
هر دل افکاری که شد مست از بهار عشق تو
چون خزان بی اشک سرخ و چهره زردی مباد ۴
عیش پیران گر همه خضرند بی خوبان چه سود
بزم خوبان نیز بی پیر جهانگردی مباد ۵
عمر جاویدان اهلی صحبت صاحبدل است
آفتاب عمر هم بی سایه مردی مباد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۹ - دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
گوهر بعدی:شماره ۷۹۱ - کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.