هوش مصنوعی: این شعر به توصیف جمال و کمال الهی و عشق به معشوق می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود سخن می‌گوید و همچنین به مفاهیمی مانند سعادت، نور و ظلمت اشاره می‌کند. در نهایت، شعر به عشق و اشتیاق شاعر به معشوق و تأثیر عمیق آن بر زندگی او ختم می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های عمیق نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.

شماره ۸۰۸ - کمال صنع الهی در آن جمال بود

کمال صنع الهی در آن جمال بود
که حسن و خال و خطش جمله بر کمال بود ۱

کرا مجال چو پروانه وصل آن شمع است
وگر مجال بود بودنش محال بود ۲

به تیره بخت اجل گر چو برق برگذری
سعادت ابدش رهنمای حال بود ۳

بیک نظر که کند آفتاب محو شود
غبار ظلمت اگر صدهزار سال بود ۴

چو چنگ رشته جانم ز گوشمال گسست
نوازشی بنما چند گوشمال بود ۵

خیال لعل تو جان را بشهد جان پرورد
حرام بادش اگر بی تو می حلال بود ۶

بپوش شمع رخ ای نور دیده از اهلی
که نور دیده او شمع این جمال بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰۷ - یارم وداع کرد و ز آغوش میرود
گوهر بعدی:شماره ۸۰۹ - گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.