هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، دلآزردگی، امیدهای بربادرفته و سوختن در راه عشق مینالد. او عشق را همچون چاهی میداند که دل به امید معشوق در آن میافتد و هرگز رهایی نمییابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، فضای حزنآلود و یأسآمیز شعر برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۸۱۰ - ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
عمر هم خوش نبود گرنه بدلخواه رود ۱
سوختم در ره خوبان ز پریشانی دل
چو پریشان نشود دل که بصد راه رود ۲
یوسف از چاه زنخدان تو هرگز نرهد
وای آن دل که بامید تو در چاه رود ۳
غیرت عشق زبان همه چون شمع بسوخت
که مبادا بزبان نام تو ناگاه رود ۴
برق را زهره شبگردی آن کوی کجاست
جان اهلی است که با مشعله آه رود ۵
عمر هم خوش نبود گرنه بدلخواه رود ۱
سوختم در ره خوبان ز پریشانی دل
چو پریشان نشود دل که بصد راه رود ۲
یوسف از چاه زنخدان تو هرگز نرهد
وای آن دل که بامید تو در چاه رود ۳
غیرت عشق زبان همه چون شمع بسوخت
که مبادا بزبان نام تو ناگاه رود ۴
برق را زهره شبگردی آن کوی کجاست
جان اهلی است که با مشعله آه رود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۹ - گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
گوهر بعدی:شماره ۸۱۱ - شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.