هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام، رنجهای پنهان، و ناامیدیهای زندگی سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، تنهایی، و ضعف روحی خود مینالد و احساس میکند که در قفس دنیا گرفتار شده است. همچنین، اشارهای به بیاعتنایی معشوق به دیگران و تمرکز او بر شخصی دیگر دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، ناامیدی و اندوه عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قضا و قدر یا استعارههای عمیق شعری نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شماره ۸۱۱ - شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
با چشم سیه گو که نظر باز ندارد ۱
از عشق ننالیم که این زخم نهانی است
یعنی که قضا میزند آواز ندارد ۲
مرغ دل ما در قفس دهر از آن ماند
کز ضعف درون قوت پرواز ندارد ۳
گر خاک بسر میکنم از خانه خرابی
پروای من آن خانه برانداز ندارد ۴
خوشباش که کس محرم راز دل ما نیست
مجنون تو کس همدم و همراز ندارد ۵
در پای خسان چون نشوم همچو گیاپست
گر سرو توام بخت سرافراز ندارد ۶
اهلی نظرش جانب آن ترک ختایی است
چشم کرم از مردم شیراز ندارد ۷
با چشم سیه گو که نظر باز ندارد ۱
از عشق ننالیم که این زخم نهانی است
یعنی که قضا میزند آواز ندارد ۲
مرغ دل ما در قفس دهر از آن ماند
کز ضعف درون قوت پرواز ندارد ۳
گر خاک بسر میکنم از خانه خرابی
پروای من آن خانه برانداز ندارد ۴
خوشباش که کس محرم راز دل ما نیست
مجنون تو کس همدم و همراز ندارد ۵
در پای خسان چون نشوم همچو گیاپست
گر سرو توام بخت سرافراز ندارد ۶
اهلی نظرش جانب آن ترک ختایی است
چشم کرم از مردم شیراز ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۰ - ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
گوهر بعدی:شماره ۸۱۲ - سرم فدای رهی باد کان سوار آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.