هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از جدایی و ناامیدی از عشق سخن میگوید. او بیان میکند که دیگر نمیخواهد با معشوق بماند، زیرا از وفا خسته شده و معشوق به جفاکاری روی آورده است. شاعر همچنین از وضعیت خود و دیگر رندان شکایت دارد و تصمیم میگیرد که دیگر در این وضعیت نماند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۱۷ - بچه مهر و چه وفا با تو نشینم دگر
بچه مهر و چه وفا با تو نشینم دگر
تا به امروز چه دیدیم که بینیم دگر ۱
تو جفا کار شدی ما ز وفا سیر شدیم
تو چنان گشتی و ما نیز چنینیم دگر ۲
جای ما نیست بکوی تو گذشتیم از آن
گر بود خلد برین هم که براینیم دگر ۳
دست کوتاهی از اینگونه که ما رندان راست
جز گل حسرت ازین باغ چه چینیم دگر ۴
صید پابسته شدن تا کی و خواری تا چند؟
خیز اهلی که بیک جا ننشینیم دگر ۵
تا به امروز چه دیدیم که بینیم دگر ۱
تو جفا کار شدی ما ز وفا سیر شدیم
تو چنان گشتی و ما نیز چنینیم دگر ۲
جای ما نیست بکوی تو گذشتیم از آن
گر بود خلد برین هم که براینیم دگر ۳
دست کوتاهی از اینگونه که ما رندان راست
جز گل حسرت ازین باغ چه چینیم دگر ۴
صید پابسته شدن تا کی و خواری تا چند؟
خیز اهلی که بیک جا ننشینیم دگر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۶ - از بتان دل برکنم گویم مسلمان دگر
گوهر بعدی:شماره ۸۱۸ - چند بود دمبدم چشم تو خونریز تر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.