هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از سوختن در آتش عشق، نگاه معشوق و رنجهای عاشقانه میگوید و با استفاده از تصاویر شعری مانند شمع، آتش، و گل، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.
شماره ۸۵۸ - ساغر زده و شمع قد افراخته یی باز
ساغر زده و شمع قد افراخته یی باز
در خرمن گل آتشی انداخته یی باز ۱
پیداست از آن خنده شیرین نهانی
با غمزده یی شعبده یی باخته یی باز ۲
من سوخته خرمن شدم از نعل سمندت
چون برق چرا بر سر من تاخته یی باز ۳
انگشت نما چون مه نو کردیم از ضعف
رسوای جهان از ستمم ساخته یی باز ۴
آتش ننشست ای گلت از کشتن بلبل
مست از پی خون ریختن فاخته یی باز ۵
با لاله ستان دل از آنت نظر افتاد
کز لاله دلسوخته نشناخته یی باز ۶
آهت چو شفق دامن افلاک گرفته
اهلی علم داد بر افراخته یی باز ۷
در خرمن گل آتشی انداخته یی باز ۱
پیداست از آن خنده شیرین نهانی
با غمزده یی شعبده یی باخته یی باز ۲
من سوخته خرمن شدم از نعل سمندت
چون برق چرا بر سر من تاخته یی باز ۳
انگشت نما چون مه نو کردیم از ضعف
رسوای جهان از ستمم ساخته یی باز ۴
آتش ننشست ای گلت از کشتن بلبل
مست از پی خون ریختن فاخته یی باز ۵
با لاله ستان دل از آنت نظر افتاد
کز لاله دلسوخته نشناخته یی باز ۶
آهت چو شفق دامن افلاک گرفته
اهلی علم داد بر افراخته یی باز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۷ - دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز
گوهر بعدی:شماره ۸۵۹ - فریاد که یار میرود باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.