هوش مصنوعی: این شعر از فراق و دوری یار می‌گوید و احساس درد و اندوه ناشی از این جدایی را بیان می‌کند. شاعر از بی‌توجهی دیگران به یارش شکایت دارد و از تنهایی و رنج خود می‌نالد. همچنین، اشاره‌ای به گذرا بودن زندگی و فناپذیری انسان دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگینانه است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و فراق نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.

شماره ۸۵۹ - فریاد که یار میرود باز

فریاد که یار میرود باز
جانم ز فراق میرود باز ۱

هر کسکه نباخت سر بکویش
آنجا به چکار میرود باز ۲

تنها نه رقیب شد به نخجیر
بی سگ بشکار میرود باز ۳

سر پیش سگش نکرد کاری
کار از دل زار میرود باز ۴

گل پیش بتان بخیره چشمی
میآید و خار میرود باز ۵

جان رفت بباد و خاک تن ماند
آنهم بغبار میرود باز ۶

اهلی ز درش به مرگ دشمن
ماتم زده وار میرود باز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۵۸ - ساغر زده و شمع قد افراخته یی باز
گوهر بعدی:شماره ۸۶۰ - سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.