هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق مینالد و از معشوق میخواهد که بیش از این او را نیازارد. او از رنجهای عشق و بیعدالتیهای روزگار شکایت دارد و طلب رحم و لطف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۸۶۰ - سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز
سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز
بیش ازین از حسرت شمع رخ خویشم مسوز ۱
خنده بر حالم مکن وز لب نمک بر من مپاش
گر نبخشی مرهمی باری دل ریشم مسوز ۲
چون نگردی آشنا بیگانه وارم هم مران
بیش از این از طعنه بیگانه و خویشم مسوز ۳
گر در آن اندیشه یی کز حسرتم سوزی چو شمع
لطف کن پیش رقیبان بد اندیشم مسوز ۴
گر بجرم عشق چون اهلی سزای آتشم
خود بسوز، از جور این چرخ ستم کیشم مسوز ۵
بیش ازین از حسرت شمع رخ خویشم مسوز ۱
خنده بر حالم مکن وز لب نمک بر من مپاش
گر نبخشی مرهمی باری دل ریشم مسوز ۲
چون نگردی آشنا بیگانه وارم هم مران
بیش از این از طعنه بیگانه و خویشم مسوز ۳
گر در آن اندیشه یی کز حسرتم سوزی چو شمع
لطف کن پیش رقیبان بد اندیشم مسوز ۴
گر بجرم عشق چون اهلی سزای آتشم
خود بسوز، از جور این چرخ ستم کیشم مسوز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۹ - فریاد که یار میرود باز
گوهر بعدی:شماره ۸۶۱ - سرم بریدی و مهر تو در دل است هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.