خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی سخن میگوید و از ساقی و شراب به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. او از عشق به ساقی و زیباییهای او میسراید و از تلخیها و شیرینیهای این عشق سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند همت، گناه، و صید اشاره میکند که میتوانند استعارههایی از زندگی و عشق باشند.
متن شامل مفاهیم عرفانی و استعاری مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک عمیقتری از ادبیات کلاسیک فارسی دارند.
شماره ۹۱۸ - خوش آن ساعت که آن ساقی نشاننم پیش خود مستش
خوش آن ساعت که آن ساقی نشاننم پیش خود مستش
نهد آن کاسه بر دست من و من بوسه بر دستش ۱
فغان از زهر چشم او چه مرد افکن شرابست این
می تلخی چنین آنگاه ساقی نرگس مستش ۲
دل از سرو بلند او بطوبی کی شود مایل
وگر مایل شود باشد گناه از همت پستش ۳
درین نخجیرگه هردم هزاران صید می افتد
سگ آن صید مقبولم که بر فتراک خود بستش ۴
به پابوس سهی قدان ز کوته دستی طالع
ندارد فرصتی اهلی ولیکن همتی هستش ۵
نهد آن کاسه بر دست من و من بوسه بر دستش ۱
فغان از زهر چشم او چه مرد افکن شرابست این
می تلخی چنین آنگاه ساقی نرگس مستش ۲
دل از سرو بلند او بطوبی کی شود مایل
وگر مایل شود باشد گناه از همت پستش ۳
درین نخجیرگه هردم هزاران صید می افتد
سگ آن صید مقبولم که بر فتراک خود بستش ۴
به پابوس سهی قدان ز کوته دستی طالع
ندارد فرصتی اهلی ولیکن همتی هستش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۷ - چون در کعبه به تقلید گرفتار مباش
گوهر بعدی:شماره ۹۱۹ - گر فراغت طلبی همنفس رندان باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.