هوش مصنوعی:
متن داستان فقیهی است که از کنار فرد مستی عبور میکند و به دلیل غرور و تکبر، به او توجهی نمیکند. فرد مست به او هشدار میدهد که تکبر نکند و به دیگران طعنه نزند، زیرا ممکن است روزی خودش در وضعیت مشابهی قرار گیرد. همچنین، متن بر اهمیت شکرگزاری و دوری از تکبر تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که برای درک کامل آن، نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی وجود دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و از آن درس بگیرند.
حکایت - فقیهی بر افتاده مستی گذشت
فقیهی بر افتاده مستی گذشت
به مستوری خویش مغرور گشت ۱
ز نخوت بر او التفاتی نکرد
جوان سر برآورد کای پیرمرد ۲
تکبر مکن چون به نعمت دری
که محرومی آید ز مستکبری ۳
یکی را که در بند بینی مخند
مبادا که ناگه درافتی به بند ۴
نه آخر در امکان تقدیر هست
که فردا چو من باشی افتاده مست؟ ۵
تو را آسمان خط به مسجد نبشت
مزن طعنه بر دیگری در کنشت ۶
ببند ای مسلمان به شکرانه دست
که زنار مغ بر میانت نبست ۷
نه خود میرود هر که جویان اوست
به عنفش کشان میبرد لطف دوست ۸
به مستوری خویش مغرور گشت ۱
ز نخوت بر او التفاتی نکرد
جوان سر برآورد کای پیرمرد ۲
تکبر مکن چون به نعمت دری
که محرومی آید ز مستکبری ۳
یکی را که در بند بینی مخند
مبادا که ناگه درافتی به بند ۴
نه آخر در امکان تقدیر هست
که فردا چو من باشی افتاده مست؟ ۵
تو را آسمان خط به مسجد نبشت
مزن طعنه بر دیگری در کنشت ۶
ببند ای مسلمان به شکرانه دست
که زنار مغ بر میانت نبست ۷
نه خود میرود هر که جویان اوست
به عنفش کشان میبرد لطف دوست ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۶۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - ز ره باز پس ماندهای میگریست
گوهر بعدی:نظر در اسباب وجود عالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.