هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از درد هجران و شوریدگی حال عاشق مینالد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند شمع جمال، فانوس خیال و هلال مجنون، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۹۳۶ - پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
چشم من بتاخنه یی گردد چو فانوس خیال ۱
کاش چشمم را بر آری وقت کشتن تا شود
کاسه چشم پر از خونم سگانت را سفال ۲
وعده دیدار لیلی چون به عید افتاده است
جای آن دارد که گردد قامت مجنون هلال ۳
مست وصلش پر مشو ایدل که می باید کشید
در شب هجران خمار مستی روز وصال ۴
حسن او کز دست دانایان عنان دل ربود
چون نگه دارد دل از وی اهلی شوریده حال ۵
چشم من بتاخنه یی گردد چو فانوس خیال ۱
کاش چشمم را بر آری وقت کشتن تا شود
کاسه چشم پر از خونم سگانت را سفال ۲
وعده دیدار لیلی چون به عید افتاده است
جای آن دارد که گردد قامت مجنون هلال ۳
مست وصلش پر مشو ایدل که می باید کشید
در شب هجران خمار مستی روز وصال ۴
حسن او کز دست دانایان عنان دل ربود
چون نگه دارد دل از وی اهلی شوریده حال ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۵ - با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
گوهر بعدی:شماره ۹۳۷ - صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.