خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین و اندوه شاعر در برابر ناملایمات زندگی سخن میگوید. او از دل شکسته، ناامیدی و بخت بد خود گله میکند، اما در عین حال به صبر و تسلیم در برابر سرنوشت اشاره دارد. شاعر با وجود مشکلات، به زیباییهای کوچک زندگی مانند بوی گل و صفای آینده نیز توجه دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان مناسب نباشد.
شماره ۹۵۳ - ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
که سنگ می شکند شیشه یی که ما داریم ۱
بیا که ساقی ما را شکایت از کس نیست
وگر کند گله ما هم بهانه ها داریم ۲
ز گلستان نکویی نمیرسد مارا
بغیر بویی و آن نیز از صبا داریم ۳
غبار خاطر ما از کدورت غیرست
وگرنه با همه آیینه وش صفا داریم ۴
کسی ندید زبونتر ز ما که سوزد چرخ
مگر ستاره بخت زبون که ما داریم ۵
بخنده گفت که خوشباش کانچنان هم نیست
که نا امیدی بیچاره یی روا داریم ۶
نگو بپوش ز روی بتان نظر اهلی
تو لب بپوش که ما گوش بر قضا داریم ۷
که سنگ می شکند شیشه یی که ما داریم ۱
بیا که ساقی ما را شکایت از کس نیست
وگر کند گله ما هم بهانه ها داریم ۲
ز گلستان نکویی نمیرسد مارا
بغیر بویی و آن نیز از صبا داریم ۳
غبار خاطر ما از کدورت غیرست
وگرنه با همه آیینه وش صفا داریم ۴
کسی ندید زبونتر ز ما که سوزد چرخ
مگر ستاره بخت زبون که ما داریم ۵
بخنده گفت که خوشباش کانچنان هم نیست
که نا امیدی بیچاره یی روا داریم ۶
نگو بپوش ز روی بتان نظر اهلی
تو لب بپوش که ما گوش بر قضا داریم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۲ - ما تحمل بر جفاهای تو ای گل میکنیم
گوهر بعدی:شماره ۹۵۴ - با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.