هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، رنج‌های عاشقانه، ناامیدی و تلاش برای رهایی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید. شاعر از عشق به عنوان تجربه‌ای دردناک یاد می‌کند که با وجود تلاش‌های فراوان، به نتیجه‌ای نرسیده است. همچنین، به مفاهیمی مانند بلندپروازی، ناامیدی از توبه، و تفاوت نگاه افراد به زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج‌های عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۹۵۴ - با هرگل نورسته که برخاست نشستیم

با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
جز داغ جگر طرفی از این باغ نبستیم ۱

در قید تعلق پی دل چند توان بود
گفتیم طلاق دل آواره ورستیم ۲

چون ذره به خورشید وشان مهر چه ورزیم
چون در دل آنطایفه آن نیست که هستیم ۳

از توبه و طامات عجب نخل امیدی
بستیم بسی سال و بیک لحظه شکستیم ۴

خاک ره ما چرخ بلندست به همت
در دیده کوته نظران است که پستیم ۵

آن آهوی مستیم که در صیدگه عشق
جان صید تو کردیم و زدام تو نجستیم ۶

لطف سخن و حسن وفا برد دل از ما
اهلی نه که ما صورت دیوار پرستیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۵۳ - ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
گوهر بعدی:شماره ۹۵۵ - غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.