هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و ناکامیهای زندگی خود میگوید. او از این که با وجود خدمت به دیگران، هنوز غمگین است و آرزوهایش برآورده نشده، اظهار ناراحتی میکند. همچنین، از عشق نافرجام و تنهایی خود سخن میگوید و در نهایت، به پذیرش این شرایط و دوری از حسرت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامیهای عاطفی و پذیرش دردهای زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۶۱ - رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم
رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم
ناچیده گلی صد سخن سخت شنفتیم ۱
ماییم درین گلشن عیش از ستم بخت
آن غنچه دلتنگ که هرگز نشکفتیم ۲
سودیم بپای همه کس چهره اخلاص
با اینهمه گرد غمی از چهره نرفتیم ۳
آن سوخته بیدل و یاریم که یکشب
با همنفسی دست در آغوش نخفتیم ۴
اهلی مخور افسوس گر افتاد دل از دست
بگذار که تا در پی دل باز نیفتیم ۵
ناچیده گلی صد سخن سخت شنفتیم ۱
ماییم درین گلشن عیش از ستم بخت
آن غنچه دلتنگ که هرگز نشکفتیم ۲
سودیم بپای همه کس چهره اخلاص
با اینهمه گرد غمی از چهره نرفتیم ۳
آن سوخته بیدل و یاریم که یکشب
با همنفسی دست در آغوش نخفتیم ۴
اهلی مخور افسوس گر افتاد دل از دست
بگذار که تا در پی دل باز نیفتیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۰ - داند دل تو راز من وزان تو من هم
گوهر بعدی:شماره ۹۶۲ - ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.