هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان عشق شدید و دیوانهوار خود به معشوق میپردازد. او خود را مجنون و فرهادِ عاشق میخواند و از بند دنیا رها شده است. شاعر از بیاعتنایی معشوق شکایت دارد و میگوید که حتی یاد معشوق نیز او را میسوزاند. او آرزو میکند که معشوق از غم او خوشحال نشود و در نهایت، از بیمهری معشوق و احتمال نابودی خود مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «جوی خون» و «سیل فنا» ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال نامناسب باشد.
شماره ۹۶۳ - دیوانه عشق توام مجنون مادرزاد هم
دیوانه عشق توام مجنون مادرزاد هم
در عشق و مستی کی بود مجنون چو من فرهاد هم ۱
تو سرو آزاد منی من بنده عشق توام
وارسته ام از بند خود وز هر دو کون آزاد هم ۲
من زنده ام از یاد تو لیکن تو سوزی گر مرا
رحمی نیاید برمنت هرگز نیاری یاد هم ۳
ای آرزوی جان من گر از غم من خوشدلی
هرگز مبادم یکنفس جان بیغم و دل شاد هم ۴
دور از تو گر آبی خورم چون پیش چشم آید لبت
آب آتش سوزان شود خاکم رود بر باد هم ۵
ای بی عنایت عاقبت خواهی بحسرت کشتنم
سودی ندارد بیش ازین خاموشی و فریاد هم ۶
اهلی ز چشم آهسته ران این جوی خون کاخر کند
سیل فنا بنیاد ما وین چرخ بی بنیاد هم ۷
در عشق و مستی کی بود مجنون چو من فرهاد هم ۱
تو سرو آزاد منی من بنده عشق توام
وارسته ام از بند خود وز هر دو کون آزاد هم ۲
من زنده ام از یاد تو لیکن تو سوزی گر مرا
رحمی نیاید برمنت هرگز نیاری یاد هم ۳
ای آرزوی جان من گر از غم من خوشدلی
هرگز مبادم یکنفس جان بیغم و دل شاد هم ۴
دور از تو گر آبی خورم چون پیش چشم آید لبت
آب آتش سوزان شود خاکم رود بر باد هم ۵
ای بی عنایت عاقبت خواهی بحسرت کشتنم
سودی ندارد بیش ازین خاموشی و فریاد هم ۶
اهلی ز چشم آهسته ران این جوی خون کاخر کند
سیل فنا بنیاد ما وین چرخ بی بنیاد هم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۲ - ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم
گوهر بعدی:شماره ۹۶۴ - در صحبت کس جام فراغی نکشیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.