هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس نادیده گرفته شدن و سکوت اجباری خود میگوید. او از خاکساری و فروتنی خود سخن میگوید، اما در عین حال از آتش درونی و اشتیاقش برای بیان حقایق پرده برمیدارد. شاعر به رابطهی عاشقانهاش اشاره میکند و میگوید که گاهی از معشوق نیش میخورد، اما همچنان مشتاق نوشیدن از لبهای اوست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به رنجهای عاطفی و احساسی نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۹۹۶ - تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
من هم زبان برآرم تا کی خموش باشم ۱
من خاک آستانم گر مدعی غلامست
این خاکساریم به کان خود فروش باشم ۲
گر زیر خاک چون خم خشت از سرم بر آری
بینی کز آتش دل چون می بجوش باشم ۳
خواهم که پیش خلقت مستانه ره بگیرم
لیکن تو چون بیایی من کی بهوش باشم ۴
این بس که از تو گاهی نیشی خورم چو اهلی
من کیستم کز آن لب در بند نوش باشم ۵
من هم زبان برآرم تا کی خموش باشم ۱
من خاک آستانم گر مدعی غلامست
این خاکساریم به کان خود فروش باشم ۲
گر زیر خاک چون خم خشت از سرم بر آری
بینی کز آتش دل چون می بجوش باشم ۳
خواهم که پیش خلقت مستانه ره بگیرم
لیکن تو چون بیایی من کی بهوش باشم ۴
این بس که از تو گاهی نیشی خورم چو اهلی
من کیستم کز آن لب در بند نوش باشم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۵ - من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۷ - دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.