خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق شدید به معشوق سخن میگوید. او از دوری معشوق و ناتوانی در نزدیکی به او رنج میبرد، اما در عین حال، تحت تأثیر جذابیت و شیرینی گفتار معشوق قرار دارد. شاعر از درد عشق مینالد و نگران فراموش شدن توسط معشوق است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹۹۵ - من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
کی بود طاقت آنم که هم آغوش شوم ۱
گرچه ناز تو مرا جامه تن کرد قبا
کشته ناز تو ایسرو قباپوش شوم ۲
نالم از درد و زین ناله چو سودی نبود
گریه زار کنم آخر و خاموش شوم ۳
بسکه شیرینی گفتار تو هوشم بربود
نشوم پند کسی گر همه تن گوش شوم ۴
اینکه چون اهلی دلسوخته نالم زانست
که مبادا ز ضمیر تو فراموش شوم ۵
کی بود طاقت آنم که هم آغوش شوم ۱
گرچه ناز تو مرا جامه تن کرد قبا
کشته ناز تو ایسرو قباپوش شوم ۲
نالم از درد و زین ناله چو سودی نبود
گریه زار کنم آخر و خاموش شوم ۳
بسکه شیرینی گفتار تو هوشم بربود
نشوم پند کسی گر همه تن گوش شوم ۴
اینکه چون اهلی دلسوخته نالم زانست
که مبادا ز ضمیر تو فراموش شوم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۴ - چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۶ - تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.