هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و فراق می‌گوید و احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. او از سایه‌ای که به دنبال وصال ماه است سخن می‌گوید و این فکر را محال می‌داند. شاعر حاضر است برای خوشی معشوق جان خود را فدا کند و حتی خون خود را بر او حلال می‌داند. او از غم و شادی‌های عشق می‌گوید و در نهایت با دل خود سخن می‌گوید تا از ملالت بکاهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'تیغ بکش که خون خود بر تو حلال میکنم' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۱۰۱۷ - سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم

سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
سایه کجا و مه کجا فکر محال میکنم ۱

گر تو بکشتنم خوشی زندگیم حرام باد
تیغ بکش که خون خود بر تو حلال میکنم ۲

خواه که سوزیم ز غم خواه که خون کنی دلم
شکر غمت بخوشدلی در همه حال میکنم ۳

بردرو بام آن پری بر مزن ایفروشته پر
ور نه ببرق غیرتت بی پر و بال میکنم ۴

عیب من رمیده دل از صفت پری مکن
ماه نهان خویش را وصف جمال میکنم ۵

جان ملول من کجا اهلی ازو رسد بوصل
با دل خود حکایتی دفع ملال میکنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۶ - تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۸ - سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.