خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از رنجها و محنتهایی که در این راه متحمل شده، شکایت دارد اما همچنان امیدوار به توجه معشوق است. شاعر خود را فقیر و حقیر میداند در حالی که معشوق را عزیز و گرانقدر میخواند. او از زخمهای عشق و تیرهای ملامت میگوید و در نهایت اعلام میکند که اسیر عشق معشوق شده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مربوط به رنج و محبت شدید نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۱۹ - سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
مرانم از در خود این زمان که پیر شدم ۱
امید از تو نگاهی بگوشه چشم است
من از جهان بامید تو گوشه گیر شدم ۲
بجان هنوز خریدار یوسفم هر چند
که او عزیز جهان گشت و من فقیر شدم ۳
نداشت زخم من از مرهم طبیبان سود
هم از خدنگ تو آخر دوا پذیر شدم ۴
تو آفتابی از آن خوارم از تو یکذره
که من بطالع کم دره حقیر شدم ۵
شدم به تیر ملامت نشانه در عالم
ز بسکه سینه کرده پیش تیر شدم ۶
اسیر عشق تو چون اهلیم مکش زارم
که کشتنی نشدم گر ترا اسیر شدم ۷
مرانم از در خود این زمان که پیر شدم ۱
امید از تو نگاهی بگوشه چشم است
من از جهان بامید تو گوشه گیر شدم ۲
بجان هنوز خریدار یوسفم هر چند
که او عزیز جهان گشت و من فقیر شدم ۳
نداشت زخم من از مرهم طبیبان سود
هم از خدنگ تو آخر دوا پذیر شدم ۴
تو آفتابی از آن خوارم از تو یکذره
که من بطالع کم دره حقیر شدم ۵
شدم به تیر ملامت نشانه در عالم
ز بسکه سینه کرده پیش تیر شدم ۶
اسیر عشق تو چون اهلیم مکش زارم
که کشتنی نشدم گر ترا اسیر شدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۸ - سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۰ - ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.