هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس گمگشتگی و پشیمانی شاعر از دوری از مسیر حق و گرفتار شدن در دام عشق و مستی است. او از خداوند طلب کمک میکند و به یاد آستان مقدس و سجدههایش میافتد، اما اکنون خود را در وضعیتی پست و دور از آن جایگاه بلند میبیند. شاعر همچنین به پیوستن به سلسله عاشقان و رفتن به سوی معشوق اشاره میکند، در حالی که دیگران از دام عشق میگریزند، او خودخواسته در این راه قدم گذاشته است. در پایان، او از مستی و بیخودی سخن میگوید و اعلام میکند که از هستی معمولی فاصله گرفتهاند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند مستی و گمگشتگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۱۰۶۴ - گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
یارب تو دست گیر که از دست رفته ایم ۱
رفتیم از آستان تو در سجده حرم
با همت بلند عجب پست رفته ایم ۲
پیوسته گشت سلسله ما بکوی دوست
از بس چو مور صف زده پیوست رفته ایم ۳
یاران ز دام عشق گریزان چو ماهی اند
ما خود به اختیار درین شست رفته ایم ۴
اهلی دل تو چاره مستی چه میکند
گو نیست شو که ما و تو از هست رفته ایم ۵
یارب تو دست گیر که از دست رفته ایم ۱
رفتیم از آستان تو در سجده حرم
با همت بلند عجب پست رفته ایم ۲
پیوسته گشت سلسله ما بکوی دوست
از بس چو مور صف زده پیوست رفته ایم ۳
یاران ز دام عشق گریزان چو ماهی اند
ما خود به اختیار درین شست رفته ایم ۴
اهلی دل تو چاره مستی چه میکند
گو نیست شو که ما و تو از هست رفته ایم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۳ - چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۵ - کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.