خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از رنجهای عشق، تهمتهای دیگران و ایستادگی در برابر سختیها میگوید و در نهایت از معشوق میخواهد که به او رحم کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد.
شماره ۱۰۸۱ - ما جان ز شوق وصل تو صد باره داده ایم
ما جان ز شوق وصل تو صد باره داده ایم
قربانی توایم و بدین کار زاده ایم ۱
بر ما چو شانه تیغ زبانها کشیده اند
تا یک گره ز سنبل زلفت گشاده ایم ۲
گر دیگران ز آتش خشمت گریختند
ما همچو شمع تادم مردن ستاده ایم ۳
با ما چو چشم خویش تو در نقش بازیی
ما با تو همچو آینه یک لخت و ساده ایم ۴
امشب که گریه نیست به آهیم مبتلا
از آب جسته ایم و در آتش فتاده ایم ۵
ای ابر لطف مرحمتی کن که غنچه وار
پژمرده ایم و دل بشکفتن نهاده ایم ۶
از ذره کمتریم چو اهلی بکوی تو
لیکن به مهرت از همه عالم زیاده ایم ۷
قربانی توایم و بدین کار زاده ایم ۱
بر ما چو شانه تیغ زبانها کشیده اند
تا یک گره ز سنبل زلفت گشاده ایم ۲
گر دیگران ز آتش خشمت گریختند
ما همچو شمع تادم مردن ستاده ایم ۳
با ما چو چشم خویش تو در نقش بازیی
ما با تو همچو آینه یک لخت و ساده ایم ۴
امشب که گریه نیست به آهیم مبتلا
از آب جسته ایم و در آتش فتاده ایم ۵
ای ابر لطف مرحمتی کن که غنچه وار
پژمرده ایم و دل بشکفتن نهاده ایم ۶
از ذره کمتریم چو اهلی بکوی تو
لیکن به مهرت از همه عالم زیاده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۰ - تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۲ - مست آنم که ز دستت قدحی نوش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.