هوش مصنوعی: این متن دربارهٔ شخصی است که با پادشاه دشمنی می‌کند و به دست دشمن گرفتار می‌شود. او در حالی که از درد و رنج شکایت می‌کند، به این فکر می‌افتد که اگر با دوستانش رفتار بهتری داشت، شاید امروز به دست دشمن گرفتار نمی‌شد. متن تأکید می‌کند که باید با دوستان یکدل و یکزبان بود و از آزار آنها پرهیز کرد، زیرا این کار باعث تقویت دشمن می‌شود.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم اخلاقی و اجتماعی عمیقی است که برای درک کامل آن، خواننده باید از سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی برخوردار باشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با مفاهیم دوستی، دشمنی و پیامدهای رفتارهای اجتماعی ارتباط برقرار کنند.

حکایت - یکی برد با پادشاهی ستیز

یکی برد با پادشاهی ستیز
به دشمن سپردش که خونش بریز ۱

گرفتار در دست آن کینه توز
همی گفت هر دم به زاری و سوز ۲

اگر دوست بر خود نیازردمی
کی از دست دشمن جفا بردمی؟ ۳

بتا جور دشمن به دردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست ۴

تو با دوست یکدل شو و یک سخن
که خود بیخ دشمن برآید ز بن ۵

نپندارم این زشت نامی نکوست
به خشنودی دشمن آزار دوست ۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت در عالم طفولیت
گوهر بعدی:حکایت - یکی مال مردم به تلبیس خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.