خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ساقی میخواهد تا با همدلی و ارادت، غمهای روزگار را فراموش کنند و با نوشیدن شراب، دل را از غمها پاک کنند. او آرزو میکند که با دیدار یار، جان خود را فدا کند و دنیا را به تاریکی بکشاند تا درد دل خود را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عمیق فلسفی، مناسبتر است برای مخاطبان با سطح درک بالاتر.
شماره ۱۰۹۹ - ساقی بیا که دست ارادت بهم دهیم
ساقی بیا که دست ارادت بهم دهیم
باشد که دست محنت ایام خم دهیم ۱
گنج دل از خرابه می در کف آوریم
وین خاک تیره باز بباد عدم دهیم ۲
ما را کهروی یار نماید ز جام دل
تا چند جان بهر زه پی جام جم دهیم ۳
روزیکه شب کنیم بیوسف رخی چو تو
گر جان دهیم قیمت یکلحظه کم دهیم ۴
اهلی سیه کنیم جهانی چو روز خود
گر شرح دود دل بزبان قلم دهیم ۵
باشد که دست محنت ایام خم دهیم ۱
گنج دل از خرابه می در کف آوریم
وین خاک تیره باز بباد عدم دهیم ۲
ما را کهروی یار نماید ز جام دل
تا چند جان بهر زه پی جام جم دهیم ۳
روزیکه شب کنیم بیوسف رخی چو تو
گر جان دهیم قیمت یکلحظه کم دهیم ۴
اهلی سیه کنیم جهانی چو روز خود
گر شرح دود دل بزبان قلم دهیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۸ - من سوخته داغ درون پرور عشقم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۰ - از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.